تبلیغات
افســــر امروز
 افسر امروز: افسر جوان جبهه جنگ نرم ...

پست ثابت


  امام خامنه ای عزیز 
از سر اعتقاد شما را افسران جنگ نرم می دانم به همین علت تأکید می کنم که به دقت هدف اصلی دشمن از جنگ نرم یعنی ایجاد تغییر در محاسبات مردم و مسئولان را مد نظر داشته باشید.

آنها به صراحت می گویند باید کاری کنیم که ایرانیان محاسباتشان را عوض کنند یعنی به این نتیجه برسند که ادامه ایستادگی در مقابل استکبار و زورگویان جهانی به نفع آنها نیست و افسران جنگ نرم باید با درک این هدف گیری دشمن، به طور صحیح با آن مقابله کنند.

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک


نوشته شده توسط افسر امروز در سه شنبه 22 فروردین 1391 و ساعت03:02 ق.ظ
 امانتداران چه کردند؟ ... سیاست اسلامی ,
قطعا 30 سال زمان زیادی برای بارور شدن یک حکومت و نظام بی بدیل که نه شرق و نه غرب نظیرش را ندارد، نیست.

شاید توقع زیادی باشد به این سرعت، برای چیدن میوه های رسیده از این نهال نوپا... هرچند ستارگان نامداری از آسمان این تکه از عالم، اعجاز ایمان را با آبیاری این نهال به دنیا ثابت کردند...
اما تصور کنید اگر مشی و سیره امام روح الله به احسن وجه، پیاده می شد، شکل زندگی ما و امت اسلامی اکنون چگونه بود؟!
اگر راه ترسیم شده امام روح الله بدون بیراهه و توقف های مغرضانه و غافلانه طی می شد فرهنگ اسلامی، سیاست اسلامی، اقتصاد اسلامی، بیداری اسلامی و... چند قرن، دهه، سال، ماه، روز یا ساعت ما را به ظهور منجی بشریت نزدیک تر می ساخت؟! مگر نه اینکه این انقلاب مقدمه ظهور بقیه الله روحی فداک است.
بی توجهی به نقشه معمار انقلاب، وجدان برخی بزرگان نهضت و امانتداران انقلاب را برای لگدمال شدن روح و جان های بسیار در دنیای 35سال اخیر، چگونه آرام خواهد گذاشت؟
اگر آن طور که امام روح الله می خواست می بودیم امروز ...
این برداشت موجزی بود از بیانات پرتامل امام سیدعلی در مراسم بزرگداشت ارتحال امام روح الله...


پ ن: جهت شفای بزرگمرد انقلاب، آیت الله مهدوی کنی، که یکه تاز میدان سیاست+اخلاق است مداومت بر حمد و صلوات داشته باشیم.
(بارالها ما را با امتحان های سخت آزمایش مکن...)

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک


نوشته شده توسط افسر امروز در پنجشنبه 15 خرداد 1393 و ساعت01:14 ق.ظ
 دین و دولت ... سیاست اسلامی ,

اگر از بار مسئولیت شانه خالی می کنید وقتی می گویید مردم را به زور به بهشت نمی توان برد یا دینی کردن مردم را از بدنه دولت جدا کرده و تنها به حمایت کاهش می دهید، لا اقل جاده را برای بهشت نرفتن مردم هم هموار نکنید.
جناب دکتر که رئیس دولت راستگویان هستید، ائمه جمعه که نمایندگان منتصب رهبری هستند، دین را نمی شناسند یا متوهم اند که نگران دین مردم اند؟!

هرچند این حرف ها ریشه در تفکر همان دوم خردادی ها دارد که آبشخورشان از حلقه کیان تا بنیاد باران است... همان ها که می گویند هرجا دین بر سر توسعه کشور سایه انداخت از آن صرف نظر باید کرد...



پ ن: چند روز پیش داشتم فکر می کردم اگرسین برنامه جشن روز میلاد خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها که توسط همسر دکتر روحانی در سعدآباد گرفته شد، با آن همه شاهکارهای فرهنگی، دست بچه مذهبی ها بود چطور برنامه ای می شد؟! وقتی همسر سفرای کشورهای دیگر در جشن بانوی اسوه ی زنان شیعه حاضر می شدند، آنچه ایران اسلامی را به آنان معرفی می کرد نظیر: قرائت قاریان ممتاز خانم، خاطره گویی شیرزنان عرصه جنگ سخت، گفتگو با زنان تازه مسلمانی که در بطن غرب زندگی می کرده اند، نظیر مرضیه هاشمی که رسانه فعالیتش یعنی پرس تی وی را تحمل دیدن آنطرف آبی ها نبود و ... .
(کی حوصله این جدی بازی ها رو داره؟ نباید جلوی شادی مردم رو گرفت... زنان امروز دنبال مد لباس و رقص و ... می بینید که هویت ما تکون نخورده و هیچ کس و هیچ چیز نتونست کاری بکنه روی فرهنگ ما...)

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک


نوشته شده توسط افسر امروز در یکشنبه 11 خرداد 1393 و ساعت12:52 ب.ظ
 در انتظار نیمه خردادم ... از نگاه افسر امروز/دست نوشته ها ,
بغض نشسته بر گلو

چقدر دلم امام را می خواهد

هوای نفس گیر این دوران

نفس مسیحایی بزرگ مرد انقلاب را می طلبد...

چقدر دلم تنگ است

چقدر صدایش زیباست

صلابتش عطش درونم شده

وچقدر غریب است باورهایش

که هرچه هست از خداست و ما هیچیم

چرا کسی باور ندارد

چقدر دل تنگ 14 خردادم

چقدر چشم انتظارم

دلم پر می کشد برای هوایش

برای زیارتش و زیارت خلف صالحش

مقتدر مظلومی که این روزها نگران است

و باز هم کسی باور ندارد این نگرانی را...


اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک



نوشته شده توسط افسر امروز در چهارشنبه 7 خرداد 1393 و ساعت01:15 ق.ظ
 مبارزه/ باور ... سیاست اسلامی ,
تفکر مبارزه تذکر و اتمام حجت امام خامنه ای بود در این دوران نسیان...

تفکری که مدعیان راه امام و انقلاب چه زود از یاد بردند و هرچند گاهی لسانا نمی توانند منکر شوند اما درعمل با مواضع و لبخندهای ساده لوحانه شان پیچش از خط اصیل انقلاب اسلامی ایران را فریاد می زنند.

آنکه ناتوی فرهنگی و شبیخون پیشکشش، حتی تهاجم را نیز قبول ندارد، چگونه تفکر مبارزه را بفهمد؟ وقتی مهم ترین ابزارهای تهاجم فرهنگی که ماهواره و فضای مسموم مجازی و ... را ناکارآمد و بی تاثیر اعلام می کند و در پی رفع فیلتر مبتذل ترین شبکه اجتماعی است آیا می تواند معتقد به مبارزه باشد؟
کدام جنگ و کدام مبارزه؟
مردم که نشان دادند بالکن ها و بشقاب ها ایمانشان را خدشه دار نمی کند... آیا تزلزلی در ایمان مردم می بینـــید؟؟ به ما هم بگویید ببینیم؟

نمره عینکشان را نمی دانم، اما اگر چشمان مسخ شده شان به بیرون توان دیدن واقعیات درون را ندارد می توانند به مرکزآمارشان مراجعه کنند که دیگر این دولت راستگویان است و آمار کذب منعکس نمی کند.
آمار طلاق در شهرهای بزرگ بخصوص تهران، دوستی های خیابانی، زنان خیابانی، خانه های مجردی، اعتیاد، عدم تمایل جوانان به ازدواج و ...
سبک زندگی مردم که در سلطه فرهنگ مصرف گرایی غرب محصور شده است... از نظام آموزشی گرفته تا تغذیه و پوشاک و ...و مهم تر از همه اخلاق...
جناب رئیس جمهور که به تازگی از سفر شمال و کیش برگشته اند آیا متوجه نشدند چه می گذرد در آن فضاها... که سفر به بهشت ایران، جز یاد جهنم سوزان ارمغانی برایمان نمی آورد؟؟!
کسی با این سبقه مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی وقتی به تازگی و در تناقض با مواضع دیگر خود می گوید باید خود را برای یک نبرد فرهنگی آماده کنیم، یعنی تا کنون در خواب بوده است؟! چند سال است که اماممان می گوید تهاجم، شبیخون، ناتو...؟؟!
کدام حرف را باور کنیم؟ کدام موضع را بپذیریم؟
آیا اینها باورها را باور دارند؟
حرف امام روح الله که همیشه بر سردر قلبمان حک شده: تا کفر هست مبارزه هست.
هرچند در تارک وجود این ناجوانمردان کفر، کدخدایی است که اختیار جهان با اوست و باید دمش را دید...
کاش فقط ذره ای از اعتماد امام به وعده الهی بر زمین خشک دلهایمان ببارد تا سوم خردادها بسازیم...



پ ن : انبوه دردها را بر قلم نمی توان آورد. از کدام بگوییم؟!


اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک




نوشته شده توسط افسر امروز در چهارشنبه 7 خرداد 1393 و ساعت12:05 ق.ظ
 عروج علمدار! ...

پرواز

وسط سنگر دراز کشید. از کنار پتویی که به درب سنگر آویزان بود شعاع نور خورشید به صورتش می تابید. حسین به پهلوی راست خوابید و سرش را روی کتف بدون دست قرار داد. حرف حسین به شهادت و عشق با آن کشیده شده بود:
- من در این عملیات شهید می شم.
- اگر شهید شدی اسم بچه ات را چی بگذارند؟
- مهدی...
و این حرف ها بیست ساعت قبل از پرواز بود.

برای حسین کربلای 5 و نهر جاسم پایان راه این دنیایی و آخرین وداع بود؛

با گلاب شستشویش داد

رسیدیم به کارون. ضربان قلبم شدت گرفته بود. روی پل دارخوین، یاد هشتم فروردین سال شصت افتادم که نزدیک بود حسین داخل آب غرق شود.
نگاهی به صورت خونین او کردم. دندان هایش شکسته و یک تکه استخوان سینه اش روی لباسش افتاده بود.
نمی دانستیم چکار کنیم. رفتیم طرف ساختمان تعاون، خاوت بود و کسی نفهمید. یکی از بچه ها حاجی را با گلاب شستشو داد.

وای حسین

غوغایی به پا شد. فریاد وای حسین کشته شد به آسمان می رفت. تابوت روی دست ها جابجا می شد. کم کم بر اثر فشار، تابوت شکسته شد. بسیجی ها توی سر و صورت خود می زدند.
پس از چند دقیقه تابوت از هم جدا شد و شهید در بین دست های یاران از راه مانده قرار گرفت.

قیامتی بود.


گزیده ای از کتاب «جز لبخند چیزی نگفت» نوشته سید علی بنی لوحی


پ ن: حاج حسین خرازی رو اولین بار با ارادتش به سرور و سالار شهیدان شناختم؛ وقتی شوق زیارت شش گوشه رو اینطور ذکر دائمش کرده بود که:

هرکس آرزوی قبر شش گوشه را دارد، همواره ذکر لبش باشد«اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد»

نمی دونم چطور شد ولی اولین شهیدی بود که پابندم کرد توی این نیمچه راهی که طی کردم. انشاالله تا آخر با اون دست مبارک دستگیرم باشه.


اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک


نوشته شده توسط افسر امروز در پنجشنبه 8 اسفند 1392 و ساعت11:09 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ امانتداران چه کردند؟
+ دین و دولت
+ در انتظار نیمه خردادم
+ مبارزه/ باور
+ عروج علمدار!
+ حقوق بشر منهای مسلمانان!
+ باید بمیریم!
+ راه سوم...
+ دهه برائت
+ محرم و نامحرم؟!
+ روزگار پر ترافیک!
+ شب یتیمی شیعه
+ در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عذاب است
+ در نیمه راه پرواز
+ ضیافت الله
+ تاوانی که مرسی پس داد!
+ فاصله قول تا عمل.. مصر امروز
+ نجیب ها بخوانند!
+ تمرین انتظار
+ احوال این روزها

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...